مرتضى راوندى
274
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
سازش سلاطين سلجوقى با مأمورين عاليمقام ايرانى به نظر محققان شوروى : مأموران عاليمقام و روحانيان بلند پايهء ايرانى به سرعت با سلطنت سلجوقيان ساختند ، گذشته از آن چون اعيان نظامى غز ، پس از دريافت اراضى به رسم اقطاع ، تمايلات گريز از مركز نشان دادند ، سلاطين سلجوقى به مأموران عاليرتبهء ايرانى كه با دستگاه حكومت مركزى پيوستگى و به وجود حكومت مقتدر سلطانى علاقه داشتند ، تكيه كردند . در ميان مأموران عاليمقام ، نظام الملك ، الهام بخشندهء سياست خارجى البارسلان و ملكشاه و در عين حال سازماندهندهء دستگاه ادارى و كشورى و مالى دولت بود . براى قضاوت جوانب سياست او كتاب سياستنامه كه تأليف آن به وى نسبت داده مىشود ، واجد اهميت خاص مىباشد . نظام الملك در اين كتاب ، از سنن دولت متمركز ايرانى ، كه به زعم او در گذشتهء نزديك ، دولت غزنويان و سامانيان و آل بويه ، و در عهد قديم ، ساسانيان نمونهء كامل آن بوده ، با حرارت تمام دفاع مىكند . وى سياست داخلى دولتهاى يادشده را به مثابهء كمال مقصود مجسم مىسازد و سخت بر پاشيدگى و پراكندگى و سرخودى فئودالى مىتازد . ولى سياست مركزيتطلبى نظام الملك ، مخالف جريان طبيعى تكامل فئودالى بود و بدينسبب با ناكامى مواجه شد . سراسر دوران سلطنت البارسلان و ملكشاه كه در واقع نظام الملك امور دولت را اداره مىكرد آكنده از مبارزات حاد عليه تمايلات تجزيهطلبى اعضاى خانوادهء سلطنتى و عدهاى از ناميترين سرداران جنگى و پيشوايان برخى از قبايل غز بوده . اين نمايندگان كلان اعيان نظامى غز مىكوشيدند تا اقطاعات خويش را به امارات مستقل مبدل سازند . بر اثر فشار اين محافل بود كه نظام الملك سرانجام اندكى پيش از مرگ خويش از شغل وزارت بر كنار شد . « 137 » علل انقراض سلجوقيان « سلجوقيان قادر نبودند براى مدت مديدى كشورها و نواحيى را كه روابط اقتصادى ميان آنان سست بود و از نژادهاى مختلف تشكيل شده بود متحد سازند ، و نمىتوانستند جريان طبيعى پراكندگى و پاشيدگى فئودالى را متوقف كنند ؛ حتى در عهد طغرل بيگ قلمرو مستقل سلجوقيان كرمان . . . و يك سلطنت سلجوقى ويژهء ديگر كه سلجوقيان روم ناميده مىشد ، تأسيس يافت . . . مرگ ملكشاه ( 485 ه . ) جنگ خانگى شديدى را به خاطر حكومت ميان اعضاى خاندان سلطنتى برانگيخت . جنگ خانگى بيش از بيست سال طول كشيد . پس از مرگ دو مدعى اصلى تاج و تخت ، يعنى محمود و بركيارق ، پسران ملكشاه ( سنجر و محمد ) دو فرزند ديگر وى كه زنده مانده بودند با يكديگر كنار آمده كشور را ميان خود تقسيم كردند ؛ حكومت نواحى شرقى . . .
--> ( 137 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ص 298 - 297 .